زمین خدا برای تازه شدن دیر نیست
| ||
|
درخانه ی مادر خانه ی ما همه مهندس وعلا قه مند به کامپیو تر ورایانه ازدختر کوجک گرفته تابه بابای خانه برسد فقط من هیچ
علاقه ندارم ان هم بهخاطر مشغله کاریزیاد .ازکار درخانه بگیر تامدرسه .راستی من اموزگارم و22 سال سابقه ای کاری
دارم .بچه ها یعنی همین دختر خانوم ها ی خودم از وقتی که از خواب بیدار می شوند شروع به کار با کامپیوتر می
کنند آن ها هم به نوبت یابعضی وقت ها سه نفری بازی می کنند وکار های دیگری مثل درست کردنوبلاگ خود و سری
به وبلاگ های دیگران می زنند و مطلب می نویسند و خلاصه کار های زیادی ...
و مرا هم تشویق به این کار کردند که برای تو وبلاگ درست می کنیم و مطلب بنویس خیلی خوش است وخوب است و خلاصه ...
پدر خانواده هم در محل کار، کارش باهمین رایانه و لب تاب است و وقتی که می آید خانه سرش گرم لب تاب خودش است
و بعضی وقت ها شب ها تا دیروقت می نشیند مشغول است ....
ما هم به تشویق دختر خانم ها و پدر خانواده که همیشه می گفت علاقه از خود نشان نمی دهی نشستیم و وبلاگ
درست کردیم و مطلب نوشتیم و می نویسیم .بعد نیست زیادی هم خوب نیست ولی برای آدم بیکار ...
این بود قصه ی مادر خانه !!! نظرات شما عزیزان:
سلام تبریک میگم وبلاگ خوبی دارین موفق باشین منم معلمم 21 سال سابقه خدمت امسال ششم هستم تووبلاگم منتظرتم
![]()
|
|
[قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] |